![]() |
![]() |
|
| مسعود عباسی |
|
تو عادت می كنی كم كم به اين معراج وارونه به اين كابوس بيداری كه شكل عشق می مونه
تو عادت می كنی كم كم به اين احساس نفرينی طلسم عشق نمی ذاره بفهمی خواب می بينی
شبيه سايه ها می شی حضورت رو نمی شناسی نمی تونی خودت باشی تو اين بازی احساسی
تو می ترسی ولی راهی نمی بينی كه برگردی نمی دونی كه جاپاتو كجای قصه گم كردی
گرفتار خودت می شی به آرومی تو می ميری هنوز از پا نيفتاده شب تدفين می گيری
يه سنگ مرمر مشكی برات مرثيه می خونه هميشه بود و عاشق بود ولی امروز پشيمونه
يه گورستان بی زائر تمومت می كنه نم نم يه چيزی تو دلت می گه تو عادت می كنی كم كم... (مسعود عباسی) |
|
+
86/05/26 رد پای دوست...
|
| دفتر ترانه های من... |
هرگونه استفاده از اشعــار و ترانـه های این وبلاگ منوط بــه اجــــــازه شاعــر می باشد...( ثبت شده )
|
| آرشيو ماهیانه |
|
مهر 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |