![]() |
![]() |
|
| مسعود عباسی |
|
من از ماه بيزارم شايد همين ماه بود كه به عادت هولناكش خنده تو را سهميه بندی كرد خنده شب چهارده... من از چرخش زمين می ترسم مبادا ليز بخوری و از آن طرف به آسمان بيفتی آسمانی كه زير پای من است نه بالای سرم... من از چشمك ستاره ها وحشت می كنم انگار نه انگار كه ما فقط دو چشم داريم و بس پس اين همه تكرار از يك نگاه برای چه وقتی تا صبح هزار بار خاموش می شوی و من هزار و يك بار تنها يك بار آخر هم بجای تو... ای كاش قطره بودی آنگاه اگر از عالم و آدم هم می چكيدی و نابود می شدی تنها چيزی كه از دست می دادم تصوير خودم بود اين را بگذار به حساب بی خوابی يك شاعر ديوانه اما ای كاش قطره بودی... |
|
+
86/05/14 رد پای دوست...
|
| دفتر ترانه های من... |
هرگونه استفاده از اشعــار و ترانـه های این وبلاگ منوط بــه اجــــــازه شاعــر می باشد...( ثبت شده )
|
| آرشيو ماهیانه |
|
مهر 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |