![]() |
![]() |
|
| مسعود عباسی |
يه دنيا تشنگی تو عمق چشمامه ببين امشب قصاص از اشك می گيرم ببين می مونم امشب تا سحر يا نه دوباره مثل هر شب ساده می ميرم
ببين از بس دلم با خاك خوابيده شبيه مرده های زير آوارم
نمی بينی چقدر از هم جدا مونديم كدوم روزه كه تو آغوش شب جاشه
هميشه بايد از آخر كسی باشه که لمسش تر کنه چشم پشیمونو...
|
|
+
86/07/09 رد پای دوست...
|
| دفتر ترانه های من... |
هرگونه استفاده از اشعــار و ترانـه های این وبلاگ منوط بــه اجــــــازه شاعــر می باشد...( ثبت شده )
|
| آرشيو ماهیانه |
|
مهر 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |