|
به كوچ می سپارمت پرنده ای كه پشت سر مرا به خاطرات دور به خانه سوق می دهی
به كوچ می سپارمت عزيز آشيانه پر كه در عزيمت عبور نويد شوق می دهی
تو را به ساحت بهار بخوان بر آن اميد زرد كه من به رد پای گل نشانه ها نهاده ام
تو را به جان حنجره بخوان بر آن مزار درد كه من به انتظار عشق هنوز جان نداده ام... 
|