![]() |
![]() |
|
| مسعود عباسی |
|
از دختر افغانی تا يك پدر شكاك از خط جنون بگذر تا مرز كوير و خاك در حاشيه پيدا كن يك چاه گِل آلوده يك چادرك پاره يك قالی فرسوده با گلّه بی چوپان هم ثانيه شو در بند با كودك بی مادر با مادر بی فرزند از خواهر يك معتاد تا كارگر بی مزد اين قافله را پُر كن از خاطره يك دزد يك حادثه برپا كن يك دلهره يك باور يك فيلم پر از تشويش يك صحنه زجرآور... از آن طرف پرچين يك قاصدك مُرده پيغام تماشا داد از لوح ترك خورده تنديس وفاداری بر طوطی بی منقار شايسته دستانت دعوت شده ای انگار يك لحظه سكوتی محض بر ثانيه ها افتاد آن شاعر كوچك بين از قافيه ها افتاد از مرز وطن رد شد اين ثانيه را بشمار تا صحنه مجالی نيست يك ثانيه تا اُسكار... (مسعود عباسی) |
|
+
86/06/21 رد پای دوست...
|
| دفتر ترانه های من... |
هرگونه استفاده از اشعــار و ترانـه های این وبلاگ منوط بــه اجــــــازه شاعــر می باشد...( ثبت شده )
|
| آرشيو ماهیانه |
|
مهر 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |