شب و تنهايی و پاييز چشمات دوباره گريه های پشت شيشه
تو رو مهتاب يه كم دردونه كرده كه لبخندت يه شب كامل نميشه
نگاهت شكل پرواز ستاره اس تو اوج رفتن و دل كندن از ماه
شبيه غربت چشم مسافر غريب جاده های راه و بيراه
تو از بيراهه های آخرين عشق رسيدی تا غروب دل سپردن
من از آوار فصل بی ترانه شكستم تا سكوت بی تو مردن
نگفتم تا ندونی لحظه هامو به يادت شب به شب آواره كردم
ستاره تا ستاره جاده بود و تمام جاده ها بيراهه غم
تو تنها عابری تو كوچه عشق كه رد پات بلور اشك خيسه
تمام قصه های عاشقونه همين خطه كه چشمات می نويسه
من اما آخرين بارون عشقم كه جا پای تو رو حس كردم امشب
كه از احساس سرد بی تو بودن رسيدم تا غم يك بوسه بر لب
چه تنها مونده بی تو كوچه هامون دوباره دفتر شبها رو وا كن
من اينجا چشم براه تو شكستم من دلواپسو از غم رها كن...