تبليغاتX
کوچه های قلبم - ترانه های مسعود عباسی



بذار با تو باشم كه دنيا منو
همين كه تو نيستي داره مي بره
ازت دورم و باز بهت مبتلا
كنار تو باشم برام بهتره

كنار تو حتي اگه بعد ازين
شب و روز عمرم فقط جمعه شه
مي خوام زندگيمو به نامت كنم
بياي اولين روز آرامشه

بگو از كدوم كوچه ها رد شدي
كه من روي خاكش تيمم كنم
كجايي كه حتي نمي تونم از
تو برگردم و رو به مردم كنم

چقد دير كردي كه از رفتنت
تمام دراي زمين بسته شد
چقد بغض بي گريه مونده به رات
كه تقويم ازين جمعه ها خسته شد

دعا كردم امشب كه بارون گرفت
يه لحظه به ياد تو خوابم بره
چقد نذر كردم ولي راضيم
كه خوابت به پاي جوابم بره...

لینک این ترانه در نشریه ی اینترنتی نورهان


90/11/13




آخرین باره که روبروتم اما
پاهام آروم نمی گیرن دم رفتن
بی اراده می شم از اینکه برم تا
رفتن و گُم شدن از دست تو و من

تا هنوز بغض تو درگیر گلومه
بذا با حنجره ی خودت بخونم
نمی تونم تو رو از خودم بگیرم
بذا بازم به تو وابسته بمونم

واسه تسکین غرور لحظه هامون
منو دورم کن از ارتفاع دستات
بذا یادم بره سنگینی وقتی
که خلاصه می شه زندگیم تو چشمات

نفسم پر شده از هوای رفتن
کمکم کن که تو برزخت نَمیرم
گم شدم میون این لحظه که باید
خودمو از تو و از خودم بگیرم

بذا دلشوره تو قلب من بمونه
حتی وقتی که فراموش تو می شم
منو دلواپس این خاطره ها کن
حالا که خالی از آغوش تو می شم...


90/09/18